ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
مستاند از نسیمِ دمش عـطر سیبها دارند شـوق نـوحـهگـری، عـندلیبها در روز حشر با نفسش زنده میشویم عـمر دوباره میدهـد او بر حـبـیبها پیچید، اگر که کار جهانی چه باک تا پـیـچـیـدهاند، نـسـخـهٔ مـاتـم طـبیبهـا در روضهای که سنگ در آن آب میشود سیـنه دریـدهانـد از این غـم شکـیبها آه از تنش که زخم به بوسه امان نداد ماتاند در شمارش زخمش حسیبها با شوق سکه بر تن پاک که تاخـتـند؟ بـر پــاسـخ تــضـرعِ امـن یـجـیـبهـا افـتـاد تا که روی زمـین، قـامتِ حـیا کَـنـدنـد پیـرهـن ز تـنـش، نـانجـیبها »از آب هم مضایقـه کردند کوفیان« دق کـردهانـد از غــمِ آقــا غـریـبهـا |